پریود روحی

سه روزه که دچار یه پریود روحی شدید شدم، این هم حالت عجیبیه. تو جمع هستی، ادای خندیدن رو در میاری ولی واقعاً نمی‌خندی، خودتو مشتاق شنیدن حرفهای طرف مقابل نشون میدی، ولی اصلاً حواست نیست. بدتر از اون میری یه جای دنج و خلوت پیدا میکنی ولی هرچی فکر میکنی نمیفهمی چه مرگته. نه مشکل اقتصادی حادی داری نه درد و مرضی، نه خونواده مشکلی دارن نه ..... حالت از خودت بهم میخوره، هی تو قفسه کتابها دنبال کتابهای روانشناسی میگردی و هر چی بیشتر می‌خونی کمتر یه تطابق بین خودت و نوشته ها پیدا میکنی، چیزعجیبیه. بدتر از اون نمیدونی چکار باید کنی، ولی یه چیزو مطمئنی که باید یه کاری بکنی. هر جا میری جسمت اونجاست و روحت یه جای دیگه. بدبختی نمیدونی اونجا که فکر و روحت رفته اصلاً کجاست، فکرت کاملاً مشغوله ولی نمیدونی به چی فکر میکنه.

یاد اون روزها بخیرکه ورداشتن یواشکی ماشین بابامون و سوار کردن بچه ها و دور زدن با اونا، یه روز تعطیلی، یه خونه خالی، یه نمره خوب یا بد، اشاره و نگاه بعضیها تو کوچه و خیابون یا حتی یه ترک رو دیوار بهونه‌ای میشد برای تحریک احساسات ودر نهایت کلی مسخره‌بازی و خنده. اما حالا چی این همه بهونه و امکانات برای خندیدن و لذت بردن از زندگی اما در عوض یه بی‌تفاوتی آشکار و آزاردهنده. نه چیزی شادمون میکنه نه چیزی ناراحت، لامصب عجب حس بدیه، هر کاری هم میکنی عوض شه، نمیشه!

 بعضی وقتها به این نتیجه میرسی که بری سفر یا پیش دوستهائی که خیلی باهاشون راحتی  ولی تا میری مرضت میگیره که زودتر برگردی خونه و یا از دوستهات جدا‌شی و بازم تنها بشی. نمیدونم شاید تو فکرم ویروس افتاده مثل اونوقتی که کامپیوترم ویروس داشت و چراغ هاردش دائم روشن بود ولی عملاً هیچ کاری نمی‌کرد، یا شبیه اون‌وقتهائی  که هنگ میکنه و... ای کاش فکر آدمها هم ویروس‌کش داشت یا یه دکمه ری‌ست، وای چقدر خوب میشد. امروز هم میخوام برم یه جای دنج پیدا کنم و هی فکر کنم چه کاری باید انجام بدم که زودتر اونو شروع کنم. ای وای چه حسرتی داره بیخیال بودن و خندیدن از ته قلب، وای خدا چه حسودیم  میشه به آدمهائی که با وجود مشکلاتشون از ته دل برای یه جوک و sms کلی میخندن، دیوونه دیدن این لحظه‌هام. ای خدا کاش میشد زمان به عقب برگرده  اونوقت ........

نظرات 8 + ارسال نظر
mood moody چهارشنبه 14 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 10:49 http://nomatter.persianblog.com

نگران نباشید دقیقا علائم پریدِ اینایی که گفتید!فقط باید منتظر موند تا دوره اش تموم شه!

تجربه شما بیشتره دوره اش چند روزه است؟

دل آرام شنبه 17 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 14:21

بعضی دردها را فقط می توان به خدا گفت

فهرستشان هم طولانی است !


پی نوشت :

انّ ربی لسمیع الدعا

آی گفتی .

دل آرام شنبه 17 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 14:22

پیاده روی را پیشنهاد می کنم .

عجیب چاره ساز است !

اینو که هر روز انجام میدم ولی به عادت تبدیل شده و زیاد اثر نداره .

دل آرام شنبه 17 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 14:32

و گاهی دو رکعت عشق ...

چاره سازی این یکی چیزی بیشتر از عجیب است

[ بدون نام ] یکشنبه 18 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:22

یاسمن یکشنبه 18 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:27

من گاهی به این فکر می کنم که کاشکی زندگی ادمها یه دکمه undo هم داشت ، اونوقت دیگه با داشتن آنتی ویروس و یه دکمه ریست شاید می شد بهتر زندگی کرد.
در مورد پریود روحی به این آدرس یه سری بزنید و البته با سرچ در مورد Biorhythm مطالب جالبی پیدا می کنین
http://www.mytennis4u.com/edu/biorhythm.htm

راستی به وجود این دکمه فکر نکرده بودم . منحنی بیو ریتم من ۳ تاش افتاده رو هم تو ناحیه منفی !!!

تنگی آئورت دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 01:59 http://tabib111.blogfa.com

کاملا قابل فهمه ، فقط زیاد بهش رو نده که زودتر بساطشو جمع کنه بره....

چشم خانم دکتر .سعی می کنم ....

دل آرام سه‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:18

سر آن ندارد امشب که بر آید آفتابی؟

تمام نشد این دوران !!!

ظاهرا اوضاع داره بهتر میشه . خیلی ممنون از احوالپرسیتون.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد